![]() |
![]() |
|
| امانتداری و اخلاق در استفاد ه از عکس ها، با ذکر منبع |
|
روابط عمومی کلید درب های بسته "روابط عمومی" تعریفی از بی تعریفی است و در کشور ما این بی تعریفی قاعده مشخصی ندارد در حقیقت عده ایی این عنصر راکلیدتمام درهای بسته می دانند وبایک نگاه عمیق به سازمان های بدون روابط عمومی حصارهای آهنی ودرب های بسته به ذهن مامتبادر میشود. گاهی در بی تعریفی تعاریفی وجوددارد ودر عین بی نظمی هم نظم ناخودآگاهی حاکم است روابط عمومی هرچند که وجود عینی نداردولی موجودی هست که وجود دارد راه می رود حرف میزند ودرگیرمیشود و کامیاری و ناکامی سازمان به رفتار همین موجود بسته است . روابط عمومی یعنی ارتباطات دوسویه گسترده وهماهنگ که نیروی واکنش سریع نیست بلکه نیروی است که قبل از پیشآمدحادثه به مقابله آن میرود و منتظرنمی ماند تاسازمان موردهجمه واقع شود تا او با آتش تهیه و تاییدیه وتکذیبیه به مقابله بر خیزد بلکه بایک رویکرد حرفه ایی تمامی روزنه های نفوذسازمان رامی بندد که این محصول تفکری است که اهالی روابط عمومی به آن سیاستهای دربهای باز میگویند "بیل گیتس" می گوید موفقیت بدون یک روابط خوب یعنی یک آرزوی بد روابط عمومی در تعاریف بسیار دامنه داری در عرصه علوم اجتماعی و انسانی تعبییر و تعریف میشود اما آنچه که بهعمل نزدیکتر است عبارتست از تعریف انجمن روابط عمومی دانمارک که میگوید: روابط عمومی عبارت است از تلاش هایی مستمر و منطبق با روش های علمی و عملی که مدیریت سازمان های بخش خصوصی و دولتی به منظور ایجاد تفاهم و پیدایش حُسن علاقمندی و تحصیل پشتیبانی گروههایی که سازمان با آنها سر و کار دارد و یا فکر می کند در آینده سر و کار دارد و یا فکر می کند در آینده سر و کار خواهد داشت. اما بیان تعریف جامع و کامل برای این موضوع کمی پیچیده وغامض است ولی روابط عمومی جدای از تعاریف در قالب علوم مختلف شامل هنر بهره گیری از فرصت های بکر نیزهست که این فرصت طلبی شرایط مخاطره آمیزی را گاهی برای دست اندر کاران این رشته رقم می زند. در نگاه به این نوع نگرش به نظر می رسد که روابط عمومی یعنی مغزو پیشانی سازمان اما روابط عمومی را هر چه بنامیم یاتعریف کنیم خارج از درک افق های تازه برای جامه عمل پوشانیدن به رویا ها و خواسته های ذهنی نیست و ترسیم آینده برای رسیدن تمام و کمال به آن مهمترین بخش از روابط عمومی خوب می باشد بخش عظیمی از زندگی انسان درتفکر و رویا میگذرد در اینکه چه هستم وباید چه باشم ویاای کاش باشم! این بشر همان چیزی است که می اندیشد خوب یا بد اما روابط عمومی باتکیه بر اصول ارتباطی میان اندیشه و دنیای عمل براحتی قادر است آنچه را که در ذهن پرورش می یابد را در زندگی روزمره جاری و ساری سازد و به اصطلاح به رویاها جامه عل بپوشاند. با این نگاه روابط عمومی یعنی تمام زندگی! و به عبارت دیگر یعنی ارتباط درون و برون مجموعه خواه درون و برون سازمان یا درون و برون جامعه یا درون و برون فرد. در جامعه سیاسی و اجتماعی ما بیشتر فعالیت های روابط عمومی در پنج حوزه تخصصی شامل: فعالیت های تبلیغاتی و نمایشگاهی، انتشاراتی، ارتباطات مردمی، رسانه ای و پژوهش و افکار سنجی می باشد که هر کدام زیر مجموعه های زیادی را در بر می گیرند و در مجموع می توان گفت روابط عمومی ها بیش از 60 وظیفه سنگین بر عهده دارند . متاسفانه در این میان بسیاری ازسازمان ها روابط عمومی ها را برای تحریر و نصب پلاکارد و تشریفات اداری که جزء بسیار کوچکی از وظایف روابط عمومی است می خواهند. غافل از این که هر کدام از کارکردهای روابط عمومی در جای خود تاثیرگذار و موثر خواهد بود. از سوی دیگر با وجود فعالیت های بسیار زیاد روابط عمومی هنوز چارت مناسب تشکیلاتی برای روابط عمومی ها وجود ندارد. اغلب مدیران کل با روابط عمومی ناآشنا هستند و هنوز در بسیاری از ادارات و نهادها نمی پذیرند که روابط عمومی مدیریت است. روابط عمومی را تنها یک کارگزار می دانند. چه بسا مسائل و مشکلاتی عمیق در بسیاری از سازمان ها بحران هایی به وجود آورده است که اگر ، بخش مدیریت بحران روابط عمومی ورود می کرد سازمان دچار سردرگمی نمی شد و آنجا است که شایعات در پس هم رشد کرده و سازمان تضعیف می گردد. واقعیت این است که روابط عمومی مورد بی توجهی بسیاری از مدیران ارشد دستگاه و سایر واحدهای مربوطه قرار گرفته است. فضای اداری مناسب به روابط عمومی ها اختصاص نمی یابد و امکانات ارتباطی از جمله وسیله نقلیه، فاکس و خط تلفن مستقیم وجود ندارند. با این وجود مدیران بیش از اندازه از روابط عمومی ها انتظار دارند و توقع دارند از کاه کوه بسازند. به نحو ممکن روابط عمومي به عنوان زبان گوياي سازمان و كانال يا وسيلهاي كه قادر به ايجاد ارتباط موثر و كارآمد با جامعه ميباشد و حتي با عنايت به سخنان كاتليپ استاد روابط عمومي موفقيت و شكست يك سازمان كه در گرو عمليات آن است و نيازمند برقراري روابط مطلوب و حسنه با جامعه و شناخت افكار عمومي جامعه نسبت به سازمان ميباشد و اين كاميابي نياز وافري به شناسايي و بهرهگيري از مبحث روابط عمومي سازمان دارد.و تنها نباید به کارکردهای مختصری چون نصب پوستر و پلاکارد در این بخش عظیم اکتفا کرد. "میر مجتبی فضل جو" مدیر روابط عمومی شرکت توسعه و آبادانی استان کرمان مقاله با اندکی تصرف وتخلص
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 16:42 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
به بچه خفاشی که به ساحت امامان مظلوم شیعه اهانت کرد و به بچه های سرراهی "بالاترین" که کارگردانان این بازی اند.
بسم رب الهادی المهدی صاحب عصری که عالم وامدار اوست گرچه دجالان بدآهنگ گرچه شیطان های بد ترکیب داردار و واق واق خویش را آواز می گویند این نه موسیقی ست این نه شعر و نه ترانه این همه فحش است این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب کارگردان استخوانی پرت خواهد کرد پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو آن دَل هرجایی یابو مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر مزد این چندین دهان بی چاک استخوانی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 23:8 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
امروز در جلسه عکاسان مطبوعاتی سوالاتی مطرح شد که جواب آنها توسط رئیس هیات مدیره خانه مطبوعات آقای "طاهری" داده شد که بجاست از ایشان هم تشکر لازم را داشته باشم چون در این زمینه اطلاعات کافی را ارائه دادند و (همچنین جناب آقای "گنجعلیخانی" سرپرست محترم خانه مطبوعات)اما لازم می دانم نکاتی مبسوط راجع به این عکس ها ارائه دهم.
اول اینکه عکس ها مربوط به سازمان اسناد می باشد و شخصی بنام سلطانی یا سلطانزاده عکاس ماجرای آتش سوزی بوده نه شخص دیگری که این موضوع در مصاحبه 3 سال پیش سیما با این فرد به اثبات رسیده است و نیاز به توضیح ندارد و بنده عکس ها را از خود سازمان اسناد تحویل گرفته ام. دوم اینکه این عکس ها ی رنگی نتیجه 3 ماه کار و تحقیقات من در این زمینه بوده که این تحقیقات شامل تحقیق میدانی از محل آتش سوزی مسجد جامع کرمان و نیز مصاحبه با افراد از جمله کسانی که در واقعه حمله وآتش زدن مسجد دست داشتند و نیز مدافعین مسجد می باشد که ماحصل و نتیجه کار شاهد هستید که به اندازه سر سوزنی با عکس های روز حادثه مو نمی زند, به طوری که برای ثبت تصویر یک کامیون بنز در عکس که مطابق عکس روز حادثه باشد 10 روز تمام مقابل بازار با انتظار نشستم تا نتیجه مطلوب حاصل شد(عکس شماره 4) و این یعنی زنده کردن یک ماجرای بسیار تاثیر گذار در تاریخ انقلاب توسط یک عکاس. سوم اینکه تلاش من بر این بوده که حال و هوای آن روزها را زنده کنم که خوشبختانه موفق شدم در (عکس شماره 1 ) همان پنجره ایی که مورد هجوم عمال رژیم منحوس پهلوی قرار گرفته است با همان زاویه و ترکیب عکاسی کرده ام. که به کشف حس و حال آن زمان با دیدن دو عکس با فاصله 33 سال از هم حس هم زاد پنداری در بیننده شکل می گیرد. چهارم اینکه لازم است از دوست خوبم آقای حسن قاعدی دبیرسرویس عکس وقت فارس تشکر لازم را داشته باشم که باعث شد جرقه این موضوع را در ذهن من زده شود. کاری که این روزها از دست هیچ پیشکسوتی بر نمی آید. پی نوشت: این گزارش تصویری در سال 1388 جزو برترین عکس های خبری سال ایران انتخاب شد. و بخشی از عکس ها: عکس های سیاه و سفید مربوط به روز حادثه آتش سوزی مسجد و کتاب کلام الله مجید است و عکس های رنگی مربوط به من: =====================================================================
=============================================================== باقی بقایتان..... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 1:22 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
سلام
این روزها به اندازه تمام عمرم سرم شلوغ است... چند روز دیگر حرفهایی برای گفتن دارم, اگر حوصله داشته باشید بخوانید خواهم نوشت. فعلا اینجا هستم: |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 23:46 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 1:44 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
رای اولی ها |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 21:48 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
|
این خروش ملت ایران است پس از ۳۳ سال:
هنوز بر آرمانهای امام رحمه الله و مقام منیع ولایت ایستاده ایم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 10:48 توسط میر مجتبی فضل جو |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
|
|
RSS
|



